پابرجا

عزیز من ببخش اگه تلخی واژه با منه /دردو اگه داد بزنم دیوار صوتی میشکنه

وقتی خطحرفهایم پشت میلخطهای نامرئی کاغذ زندانی میشود

 وقتی برق نگاهم به رنگ آبی مرده است

وقتی نگاه بی جانم با نگاه سرد مردگان گره میخورد

وقتی سکوتی شلوغ در گوشهایم طوفان آرامش بپا میکند

وقتی تصویرهای زخم خوردۀ آینه را خط میزنم

وقتی فصل سرد را در آغوش شعله های گرم آتش خائن میبینم

وقتی سفرۀ مخملین زمین را با مین میچینند

وقتی روزۀ سکوت را با جیغ بنفش افطار میکنند

وقتی نگاه هرزۀ لب را بر تن زلال آب میبینم

 وقتی خودکشی  آب را از لمسِ نرمِ برگِ زرد نقاشی میکشم

به صد رنگی دنیای بیرنگ مینگرم

و تورا میخوانم

ای

بهترین نقطه چین...

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱۱/٥ساعت ٧:٢٩ ‎ب.ظ توسط بنویس میخوانم () |

Design By : Mihantheme