پابرجا

عزیز من ببخش اگه تلخی واژه با منه /دردو اگه داد بزنم دیوار صوتی میشکنه

 

** هرگونه کپی برداری و ساخت ترانه بدون مجوز و مکاتبۀ کتبی با صاحب اثر، پیگرد قانونی دارد**

 

سرنوشت برگ تنها

یه برگ خسته و تنها میشه هرزه تو دست باد
توی هر کوچۀ تاریک زیر پاها با جیغ و داد

میشه مجروح و آش ولاش از این پاهای هرزه گرد
درختم هرزه بود انگار که بعدِ سبزی اون شد طرد

یهو در میره از دستش میره کنج یه راپله
عجب آروم و دنج و گرم توی عمق بد چله

میاد یادش همون خونه که واسه باد لالا می خوند
توی یه فکر صد ساله تو کورس عشق فقط می روند

ولی طوفان نامرئی دل دارُ * بدست آورد
اونم شد همنشین سوز تن برگُ به باد می سپرد

حالا می بینه انگاری فقط اون نیست شده یاغی
با اون عطر نفس گیرش شده بی کس گل باغی

مهر ماه سال 1390


* دار= درخت

نوشته شده در ۱۳٩۱/٢/٢٤ساعت ٥:٥٧ ‎ب.ظ توسط بنویس میخوانم () |

Design By : Mihantheme