پابرجا

عزیز من ببخش اگه تلخی واژه با منه /دردو اگه داد بزنم دیوار صوتی میشکنه

در این دنیا که حتی ابر نمی گرید به حال ما



همه از من گریزانند تو هم بگذر از این تنها



فقط اسمی به جا مانده از آنچه بودم و هستم



دلم چون دفترم خالی قلم خشکیده در دستم



گره افتاده در کارم به خود کرده گرفتارم



به جز در خود فرو رفتن چه راهی پیش رو دارم



رفیقان یک به یک رفتند مرا در خود رها کردند



همه خود درد من بودند گمانکردم که هم دردند



شگفتا از عزیزانی که هم آواز من بودند



به سوی اوج ویرانی پل پرواز من بودند....

 


نوشته شده در ۱۳٩۱/۳/٢٢ساعت ۱٢:٥٠ ‎ق.ظ توسط بنویس میخوانم () |

Design By : Mihantheme