پابرجا

عزیز من ببخش اگه تلخی واژه با منه /دردو اگه داد بزنم دیوار صوتی میشکنه

سلام.

اصلن بزارید با شعر شروع کنم

سلامی به گرمای دست تو دوست

دلم با دلت لحظه ای روبرو است

بگو عاشقی تا سلامت کنم

دل و دیده هر دو به نامت کنم

گقتیم یه دستی به سر و گوش این صاب مرده بکشیم. کسی هم که نمیاد ولی خوب زشت بود. مام اینجا واسه دل خودمون می نویسیم.الانم دارم تو سایت دانشگاه تایپ میکنم و اجازه سیگار کشیدن ندارم و به خاطر همینم مغزم درست کار نمیکنه. این روزا یه آرامش مرموزی سراغم اومده ناخونام بلندشده، خونه که رفتم همه خوشحال بودن که دیگه ناخونامو نمیخورم. ریشامم که یه ماهی میشه نزدم، به جاش یه ماسک زدم رو صورتم مث همه کسایی که دوروبرم هستن و بودن و خواهند بود. با این تفاوت که اونا کل صورتشونو ماسکه کرده و من فقط یه ماسک جراحی زدم. یه تیغم به اسم زبون تو دهنم دارم و ای گاه گاهی جراحی میکنم. حس میکنم هوا و حواهای اطرافم مسموم شدن و اگه این ماسک نباشه منم مسموم میشم. دارم بدنم رو به سیانور عادت میدم. با دز پایین تا کی بتونم ادامه بدم نمیدونم. الانم دارم همینجور تایپ میکنم. اطرافیان یه جوری نگاه میکنن که انگار دارم با ... چت میکنم. بهتره برم.

اما قبل از رفتن باید بگم

حس میکنم این آرامش آرامش قبل از شروع یه طوفان جدیده. 

نوشته شده در ۱۳٩۱/۱٢/٢ساعت ۱:٥٤ ‎ب.ظ توسط بنویس میخوانم () |

Design By : Mihantheme