...

در این دنیا که حتی ابر نمی گرید به حال ما



همه از من گریزانند تو هم بگذر از این تنها



فقط اسمی به جا مانده از آنچه بودم و هستم



دلم چون دفترم خالی قلم خشکیده در دستم



گره افتاده در کارم به خود کرده گرفتارم



به جز در خود فرو رفتن چه راهی پیش رو دارم



رفیقان یک به یک رفتند مرا در خود رها کردند



همه خود درد من بودند گمانکردم که هم دردند



شگفتا از عزیزانی که هم آواز من بودند



به سوی اوج ویرانی پل پرواز من بودند....

 


/ 3 نظر / 16 بازدید
فروغ..

خیلی خوبه. معنی جالبی داره. مثل درس میمونه. ممنون[گل]

پرنیان

فوق العاده بود ... از این شعرت خیلی خیلی خوشم اومد ... [دست]

پرنیان

خب پس تشویق خود را پس میگیریم ... حالا چه فرقی میکنه مهم اینه خیلی زیبا بود ...